در بررسی مزایای خام فروشی سنگ های ساختمانی مطرح شد:بازار‌ سنگ‌ را‌ به‌ نفع‌ ترکیه‌ خالی‌ نکنیم

بارها مطرح شده وقتی خام فروشی می کنیم، سودی را که باید در داخل کشور به دست آوریم، مستقیم به خارج از کشور می بریم، درصورتی که اگر توانمندی خود را افزایش دهیم و دست از خام فروشی برداریم، می توانیم درآمدزایی کرده و به رشد اقتصادی کشور هم کمک کنیم. این درحالی است که برخی از کارشناسان حوزه صنگ های ساختمانی موافق با خام فروشی در این حوزه هستند. این گروه معتقدند آنچه در حوزه سنگ به نام خام فروشی در قالب بلوک یا کوپ انجام می شود، به هیچ وجه خام فروشی نیست. این کارشناسان با اشاره به تجارب کشورهای موفق دنیا مطرح می کنند، کشورهایی از جمله ایتالیا و اسپانیا که در این حوزه مزیت نسبی دارند، حدود ۵۰ درصد دست به خام فروشی زده و توانسته اند نیازهای بازار جهانی را تامین کنند. این مهم نه تنها باعث شده ضرر کمتری نصیب معدنکاران شود، بلکه آنها را به ارزآوری بیشتری رسانده و توانسته در اقتصاد نقش مثبتی ایفا کند. درباره فواید فرآوری هم مباحث زیادی مطرح شده اما به باور کارشناسان درحالی که رشد اقتصادی هر کشوری می تواند تاثیر زیادی بر رشد فرآوری در صنعت سنگ کشور بگذارد، عکس این قضیه یعنی رشد فرآوری در صنعت سنگ کشور، تاثیر زیادی بر کلیت رشد اقتصادی کشور ندارد.
تافته جدابافته نباشیم
رامین قربان زاده، محقق بازار سنگ در پاسخ به این سوال که خام فروشی در حوزه سنگ های ساختمانی چقدر منفی است، با مخالفت برای به کار بردن واژه خام فروشی در حوزه سنگ های ساختمانی گفت: هیچ جنبه منفی در رابطه با فروش سنگ به صورت بلوک یا خام وجود ندارد. او با اشاره به اینکه تمامی کشورهای صاحب نام در صنعت سنگ دنیا، بلوک فروش یا خام فروش هستند، بیان کرد: باتوجه به این مهم، بهتر است ما هم تافته جدابافته از دنیا نباشیم. قربان زاده با اشاره به تجربه های موفق خام فروشی در دنیا اظهار کرد: سنگ با زمینه رنگی سفید همیشه در بازار بین الملل از استقبال خوبی برخوردار بوده است. کشورهای ایتالیا، یونان، ترکیه، ایران، افغانستان و ویتنام بیشترین و بهترین معادن سنگ سفید دنیا را در اختیار دارند. در این بین ایتالیا، یونان و ترکیه صادرات بلوک سنگ سفید را در برنامه خود دارند اما کشورهای افغانستان و ویتنام صادرات بلوک سنگ را ممنوع اعالم کرده اند. بهتر است ما در این مهم از نقشه راه ایتالیا، یونان و ترکیه پیروی کنیم نه از افغانستان و ویتنام. این محقق بازار سنگ در پاسخ به این سوال که بزرگ ترین خریدار سنگ بلوک چه کشورهایی هستند، گفت: ۵ بازار هدف صادراتی و بزرگ در دنیا تقسیم بندی شده که چین بزرگ ترین خریدار سنگ به شکل بلوک در دنیا به شمار می رود. ۴ کشور امریکا، ژاپن، کره جنوبی و آلمان نیز بزرگ ترین خریداران سنگ بریده دنیا هستند. او ادامه داد: ایران بنا بر دالیل مختلفی نمی تواند با ۴خریدار بزرگ و قدرتمند سنگ بریده شده، تجارت چشمگیری داشته باشد؛ بنابراین بهتر است بازار چین را که بزرگ ترین خریدار سنگ بلوک به شمار می رود، دودستی تقدیم رقیبی به نام ترکیه نکنیم. قربان زاده درباره اینکه چقدر فرآوری در حوزه سنگ به رشد اقتصادی کمک می کند، گفت: فرآوری نیازمند رشد دانش، تکنولوژی و تخصص نیروی انسانی است. بنابراین در صورت در صورت داشتن رشد کلی اقتصادی به می توان به رشد فرآوری در صنعت سنگ کشور دست یافت. اما عکس این فرمول صادق نیست. یعنی رشد فرآوری در صنعت سنگ کشور، تاثیر زیادی بر کلیت رشد اقتصادی کشور ندارد. این محقق بازار سنگ در اهمیت توجه به بازار چین بیان کرد: اگر فقط اقتصاد صنعت سنگ را به طور مجزا بررسی کنیم، باز هم باید یک فاکتور مهم در نظر گرفته شود ودر گام بعد نقش این فاکتور در رشد صنعت سنگ ایران بررسی شود. این فاکتور چیزی نیست جز »بازار چین« و میزان تقاضای کارخانجات تولیدی این کشور برای خرید سنگ خام ایران. او ادامه داد: برای اینکه متوجه نقش چین در بازار سنگ بین الملل شویم، شایسته است توجه کنیم که ۵۰ درصد حجم دالری صادرات سنگ ترکیه برای صادرات سنگ خام فقط به کشور چین اختصاص دارد و مابقی صادرات ترکیه در ترکیبی از سنگ خام و بریده به سایر کشورها است. او تاکید کرد: باتوجه به مشکالت تحمیلی و تحریمی که ایران با آن درگیر است، تمرکز صرف بر فروش سنگ بریده در افزایش رشد اقتصادی چشمگیر نخواهد بود. قربان زاده در پاسخ به این سوال که آیا برای رشد اقتصادی در حوزه سنگ سیاست تمرکز بر دوری از خام فروشی صحیح است، بیان کرد: خیر، این سیاست درست نیست؛ به طور مثال یک نوع از خانواده سنگ ها که ایران را در میان صاحبان صنعت سنگ متمایز کرده، سنگ مرمر یا اونیکس است. مخالفان و منتقدانی که صادرات این نوع سنگ را به اصطالح خام فروشی می دانند باید پاسخ دهند که تکلیف صاحبان معادن مرمر ایران در صورتی که نگ آنها به صورت کوپ صادر نشود چیست؟! شفاف سازی کنند که آیا کارخانه داران ایران تضمینی برای خرید تمامی کوپ های استخراجی از معادن مرمر ایران می دهند؟! آیا بازار داخل ایران کشش مصرفی مرمر استخراجی معادن ایران را دارد؟ آیا کارخانه داران و تجار ایران دسترسی به بازارهای خریدوفروش سنگ های لوکس را دارند؟ این فعال معدنی در پایان درباره اینکه انتظار شما از دولت چیست، گفت: غیر از دولت نهادهای تصمیم گیر و تاثیرگذار دیگری هم هستند؛ بنابراین از نظام حاکم انتظار داریم که برای فعاالن حوزه سنگ مانع تراشی نکنند.
لزوم همراهی با استانداردهای دنیا
سیامک حاج سیدجوادی، فعال معدنی در پاسخ به این سوال که خام فروشی در حوزه سنگ چقدر منفی است، گفت: آنچه که به نام خام فروشی در قالب سنگ بلوک یا کوپ انجام می شود، به هیچ وجه خام فروشی نیست. در واقع در این مرحله عملیات فرآوری روی سنگ انجام و روی آن طبق استانداردها کار شده تا به نتیجه مطلوب برسند. حاج سیدجوادی با اشاره به استانداردهای روز دنیا بیان کرد: این مهم در دنیا به طور معمول به صورت ۲ به یک است؛ یعنی سنگ ۲ برابر استخراج شده و ۵۰ درصد آن به صورت بلوک و مابقی به صورت ضایعات است. بر این اساس اگر ۳۰۰ میلیون تن استخراج شود، حدود ۱۵۰ میلیون تن سنگ بلوک به دست می آید، اما در ایران این آمار بین ۳ تا ۵ برابر متغیر است؛ یعنی ما خیلی کمتر به سنگ بلوک توجه می کنیم؛ بنابراین باید گفت سنگ بلوک سنگ خام نیست بلکه محصولی نیمه فرآوری شده و در مراحل تولید است. این فعال معدنی با تاکید بر اینکه صادرات سنگ بلوک برای کشور نه تنها منفی نیست، بلکه مثبت هم است، تصریح کرد: در این باره، معیار ما می تواند کشورهای دیگر فعال در حوزه سنگ باشد، مثل ایتالیا و اسپانیا که مزیت نسبی در صنعت سنگ دارند و سنگ را به صورت کوپ صادر می کنند. مورد دیگر ترکیه است که تولید آن بین ۱۰ تا ۲۰ درصد بیشتر از ایران است. درحالی که ما حدود ۱۰ میلیون تن تولید ستگ داریم، این رقم برای ترکیه ۱۲ میلیون تن است. جالب اینکه ترکیه نصف تولید خود را به صورت بلوک یعنی خام صادر می کند اما این مهم در کشور ما مورد انتقاد است و با بیان اینکه نباید خام فروشی کرد، مورد سرزنش قرار می گیرد. حاج سیدجوادی با اشاره به دالیل مشکل صادرات سنگ به صورت بلوک در ایران بیان کرد: در بسیاری از مناطق دنیا معدنکار خود کارخانه و واحد فرآوری دارد اما در ایران کارخانه های فرآوری منفک از معدن هستند. متاسفانه سیاست گذاری در کشور ما در جهتی نبوده که این دو در کنار هم باشند؛ بنابراین دعوا بر سر ارزش افزوده بین معدنکار و کارخانه دار موضوعی همیشگی بوده است. این فعال معدنی ادامه داد: کارخانه داران همیشه تالش کرده اند سنگ معدن را با قیمت پایین بخرند اما در مقابل معدنکاران سعی کرده اند سنگ را با بیشترین سود بفروشند. در این بین اگر صادرکننده سنگی را از معدنکار به قیمت هر تن ۳ میلیون تومان می خرد، کارخانه دار تمایل دارد خیلی ارزان تر آن را خریداری کرده و سهم بیشتری را برای ارزش افزوده در نظر بگیرد. او به عنوان راهکار این مشکل گفت: باید اعتدال را برقرار کنیم؛ یعنی سعی شود تا حد ممکن معدنکاران واحدهای فرآوری بزنند یا کارخانه دارها به معادن واحدهای فرآوری ارائه دهند تا دعوا کمتر شود.